ابزارهای ارتباطی بهعنوان پلهایی برای نزدیکی و تفاهم طراحی شدهاند، اما اگر نادرست یا با انگیزههای اشتباه استفاده شوند، میتوانند به موانعی جدی در رابطه تبدیل شوند. برای اینکه این ابزارها به هدف واقعی خود برسند، باید ابتدا انگیزه خود را بررسی کنیم و مطمئن شویم که به دنبال ارتباط و نه کنترل یا برتری هستیم.
در یک دوره آموزشی درباره «ارتباط غیرخشونتآمیز» که روشی برای همدلی و حل تعارض است، مدرس اصلی پرسید که چند نفر تجربه داشتهاند که این روش علیه خودشان استفاده شده باشد. اکثریت دستهایشان را بالا بردند. این نشان میدهد که هر تکنیک ارتباطی میتواند به ابزاری برای بازی قدرت و کنترل بدل شود، به جای اینکه وسیلهای برای اتصال باشد. یکی از تکنیکهای معروف، «آینهکاری» یا بازتاب دادن صحبتهای طرف مقابل است که هدف آن نشان دادن درک و همدلی است. اما اگر به جای بازگو کردن حرفهای واقعی، برداشت یا تفسیر خود را منتقل کنیم، یا لحن صدا را تغییر دهیم، این تکنیک به سلاحی علیه طرف مقابل تبدیل میشود.
گاهی مهارتهایی مانند نوبت گرفتن برای حرف زدن و شنیده شدن ممکن است به بحثهای بیپایان و انتقادآمیز تبدیل شوند. در چنین مواردی، بهتر است سکوت کنیم، کنار هم بنشینیم و بدون کلام، با نگاه کردن به یکدیگر، تنش را کاهش دهیم. سکوت و همدلی گاهی عمیقتر از هزاران کلمه کار میکند.
پرهیز از زبان تخصصی و برچسبگذاری
استفاده از زبان تخصصی و اصطلاحات درمانی میتواند مانعی بر سر راه ارتباط باشد، مخصوصاً اگر طرف مقابل با این اصطلاحات آشنا نباشد و آن را نوعی برتریجویی یا زبان غیرطبیعی ببیند. بهتر است از به کار بردن عباراتی مانند «کودک درون» یا «سبک دلبستگی» خودداری کنیم و از برچسبگذاریهای بالینی نیز پرهیز کنیم، حتی اگر دقیق و درست باشند، چون احتمالاً باعث فاصله میشوند.
یک نکته مهم در ارتباط غیرخشونتآمیز، استفاده درست از جملات «من احساس میکنم» است. وقتی این جمله به شکل اتهامآمیز یا همراه با سرزنش باشد، مثل «من احساس میکنم تو بینظمی»، در واقع دفاع و مقاومت طرف مقابل را برمیانگیزد. احساسات واقعی قابل بحث نیستند و این تمایز باید رعایت شود.
تکنیکهای ارتباطی در روابط سالم و با افراد آگاه بهتر عمل میکنند، اما در برخورد با افراد خودشیفته یا در شرایط هیجانی شدید، معمولاً ناکارآمد هستند و ممکن است به درگیریهای بیشتر منجر شوند. در چنین شرایطی، مغز به واکنشهای پیشفرض و دفاعی خود بازمیگردد و تکنیکها به فراموشی سپرده میشوند. بنابراین، مهم است که این ابزارها را بارها تمرین کنیم تا در شرایط استرسزا هم بتوانیم از آنها استفاده مؤثر کنیم. همچنین باید بدانیم که شروع استفاده از این تکنیکها ممکن است در ابتدا دست و پا شکسته و غیرطبیعی به نظر برسد و این مسئله را باید بپذیریم.
صراحت و صداقت در معرفی روشهای جدید ارتباطی
وقتی میخواهید روش جدیدی را وارد رابطه کنید، بهتر است با صراحت و صداقت آن را مطرح کنید، مثلاً بگویید: «میدانم این بحثها بارها تکرار شدهاند و دردناک بودهاند، اما دوست دارم روشی متفاوت را امتحان کنیم. ممکن است کمی دست و پا شکسته باشد، اما امیدوارم راهگشا باشد. تو حاضری این را امتحان کنی؟»
اگر بخواهید روابط عمیقتر و پایدارتر داشته باشید، باید نه تنها تکنیکها را یاد بگیرید بلکه نگرش و انگیزه خود را هم به دقت بررسی کنید. در غیر این صورت، ابزارهای ارتباطی به جای پل، میتوانند به دیواری بین شما و شریکتان تبدیل شوند.
