برای بسیاری از ما، فصل تعطیلات به معنای دورهمی با خانوادههای گسترده است. در بهترین حالت، این جمعها میتوانند شاد، صمیمی و دلنشین باشند، اما برای برخی خانوادهها این موقعیتها با استرس، فشار اجتماعی و تعارضهای پنهان همراه است. یکی از شایعترین این موقعیتها، زمانی است که از کودکان انتظار میرود بهاجبار با اقوام تماس فیزیکی برقرار کنند؛ رفتاری که اغلب با نیت محبتآمیز انجام میشود، اما میتواند پیامدهای روانشناختی عمیقی داشته باشد. بهعنوان یک متخصص کودکان، لازم است این پیام بهطور روشن به والدین داده شود که نهتنها قابلقبول است، بلکه کاملاً توصیه میشود کودکان هرگز مجبور به بغل کردن یا هر نوع ابراز محبت فیزیکی ناخواسته نشوند؛ نه در تعطیلات، نه در مهمانیهای خانوادگی و نه در هیچ زمان دیگری.
فشارهای پنهان خانواده و نادیده گرفتن احساس کودک
بسیاری از والدین تجربه کردهاند که در جمعهای خانوادگی، یکی از اقوام مسن با آغوشی باز منتظر است کودک طبق انتظار جلو برود و او را بغل کند، اما کودک واکنشی نشان نمیدهد یا عقب میکشد. این موقعیت برای والدین میتواند بسیار دشوار باشد، بهویژه در خانوادههایی که قضاوت، مقایسه و برچسبزنی رایج است. نگرانی از رنجیدن اقوام یا شنیدن جملاتی مثل «چه بچه سردی» یا «چقدر بیادبه» باعث میشود والدین کودک را تشویق یا حتی مجبور به این تماس فیزیکی کنند.
اگرچه این واکنش از سوی والدین قابلدرک است، اما آموزش دادن به کودک که باید به درخواست بزرگترها تماس بدنی برقرار کند، یا اینکه وظیفه اوست با بدن خود دیگران را خوشحال کند، درسی بسیار خطرناک است. چنین پیامی میتواند مرزهای روانی کودک را تضعیف کرده و توانایی او برای تشخیص موقعیتهای ناامن را کاهش دهد.
آمار نگرانکننده آزار جنسی و نقش افراد آشنا
بر اساس پژوهشها، حدود ۱۰ درصد از کودکان پیش از ۱۸ سالگی قربانی آزار جنسی میشوند و در اغلب موارد، آزاردهنده فردی است که کودک او را میشناسد (Putnam، 2003). این عدد بهطرز نگرانکنندهای بالاست و نشان میدهد آزار جنسی یکی از شایعترین تهدیدهای جدی برای کودکان محسوب میشود.
تجربههای بالینی و دادههای مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریها (CDC) نشان میدهد که دستکم ۴۲ میلیون بزرگسال در ایالات متحده بازمانده آزار جنسی هستند و احتمالاً تعداد واقعی بسیار بیشتر از این است. نکته تکاندهنده اینجاست که بسیاری از این آسیبها توسط اعضای خانواده یا نزدیکان اتفاق افتاده است؛ افرادی که کودک به آنها اعتماد داشته و از سوی محیط، امن تلقی میشدهاند.
همه «نه» گفتنها نشانه خطر نیستند، اما همهشان مهماند
بدیهی است که اغلب کودکانی که تمایلی به بغل کردن اقوام ندارند، به این دلیل واکنش نشان نمیدهند که تجربه آزار داشتهاند. دلایل بسیار رایجتری وجود دارد که بسیاری از آنها کاملاً رشدی و طبیعی هستند. اضطراب از غریبهها، خجالتی بودن، نیاز به زمان برای احساس امنیت یا حتی خستگی، همگی میتوانند باعث شوند کودک از تماس فیزیکی اجتناب کند. در محیطهای درمانی نیز دیده میشود که کودکان خردسال، بهویژه بین ۹ ماهگی تا ۳ سالگی، در مواجهه با افراد ناآشنا واکنشهای هیجانی شدیدی نشان میدهند. این واکنشها بخشی طبیعی از رشد هستند و نباید اصلاح یا سرکوب شوند.
صدای درونی کودک؛ سیستم هشدار طبیعی بدن
نکته کلیدی اینجاست که کودکان باید یاد بگیرند به صدای درونی خود گوش دهند؛ همان صدایی که وقتی یک موقعیت یا تعامل برایشان ناراحتکننده است، هشدار میدهد. این سیستم هشدار، از نظر زیستی برای محافظت از انسان طراحی شده و در تمام طول زندگی نقش حیاتی دارد. همین صدای درونی است که در نوجوانی و بزرگسالی به فرد میگوید سوار یک ماشین نشود، نوشیدنی خاصی را قبول نکند، یک مهمانی را ترک کند یا یک رابطه را پایان دهد. خاموش کردن این صدا در کودکی، میتواند پیامدهای خطرناکی در آینده داشته باشد. در واقع، والدین باید به کودک فرصت بدهند بارها و بارها این صدا را بشنود و به آن اعتماد کند.
نقش والدین در احترام به مرزهای بدنی کودکان
واکنش سالم والدین به امتناع کودک از ابراز محبت فیزیکی، باید بر پایه پذیرش، حمایت و کنجکاوی باشد. اگر کودکی با میل خود به آغوش یکی از اقوام میرود، این میتواند لحظهای گرم و صمیمی باشد، اما اگر چنین میلی وجود ندارد، والدین میتوانند بدون تنش موقعیت را مدیریت کنند. بیان جملهای ساده مانند «به نظر میرسد الان حس بغل کردن ندارد» هم به کودک احترام میگذارد و هم پیام روشنی به اطرافیان میدهد. سپس میتوان از کودک پرسید آیا با دست تکان دادن یا سلام کلامی راحتتر است یا نه. حتی اگر پاسخ منفی باشد، این انتخاب باید پذیرفته شود. این رفتار به کودک نشان میدهد که والدین به نشانههای او توجه دارند و از تصمیمش حمایت میکنند.
از فرهنگ سوءظن تا فرهنگ آگاهی
پیشگیری از آزار جنسی به معنای ترساندن کودکان یا ایجاد سوءظن دائمی نسبت به اطرافیان نیست. هدف، ساختن فرهنگ آگاهی است؛ فرهنگی که در آن کودکان و والدین بدانند آزار جنسی یک خطر واقعی است، چگونه اتفاق میافتد و چگونه میتوان از آن جلوگیری کرد.
با تشویق کودکان به گوش دادن به احساساتشان و با جدی گرفتن پیامهایی که از طریق رفتارشان منتقل میکنند، میتوان فرهنگ ایمنتری برای نسل آینده ایجاد کرد. گفتوگو درباره آزار جنسی، آموزش راههای تشخیص موقعیتهای ناراحتکننده و ایجاد فضایی امن برای افشاگری، همگی گامهای ضروری در این مسیر هستند. در نهایت، اگر قرار است تغییری ایجاد شود، میتوان از همین امروز و حتی از همین دورهمیهای خانوادگی شروع کرد؛ با این تصمیم ساده اما عمیق که کودکان را مجبور نکنیم محبت فیزیکیای را ابراز کنند که برایشان خوشایند نیست. احترام به مرزهای بدنی کودکان، احترام به سلامت روان و آینده آنهاست.
