قطع ارتباط با خانواده | روندی نوین یا زخم عمیق روابط عاطفی؟

قطع ارتباط عاطفی اعضای خانواده و پیامدهای روانی آن

به نظر می‌رسد یک روند جدید شکل گرفته است: دوری از خانواده به عنوان نشانه‌ای از رشد شخصی. قطع روابط عاطفی می‌تواند دردی ایجاد کند که در کل خانواده پیچیده و گسترش یابد. این قطع ارتباط‌ها می‌توانند باعث بروز شکاف‌های رابطه‌ای بین نسلی شوند. شبی چند شب پیش اشتباه کردم و قبل از خواب پادکست اپرا را تماشا کردم (اپرا پادکست‌هایش را فیلم‌برداری می‌کند). موضوع پادکست درباره روند جاری در فرهنگ ما بود که افراد روابط خود را با اعضای خانواده قطع می‌کنند. بیشتر بحث حول محور فرزندان بزرگسالی بود که تصمیم گرفته‌اند ارتباط خود را با والدین‌شان قطع کنند.

دیدگاه‌های متخصصان درباره قطع رابطه و تأثیرات روانی

در این پادکست سه متخصص حضور داشتند: دکتر جاش کولمن، دکتر لیندسی گیبسون و ندرا گلاور تاواب، که همه نویسنده‌های پرفروش، روان‌درمانگر و مربی هستند. ممکن است کتاب دکتر گیبسون را بشناسید که به مردم کمک می‌کند تا کاستی‌های والدین خود را شناسایی کنند، آن‌ها را به عنوان افراد «سمی» یا «عاطفی-نابالغ» تشخیص داده و زمینه‌ای فراهم می‌کند برای شروع قطع ارتباط کامل. مهمانان حاضر در جمع داستان‌هایی درباره سال‌ها سکوت رادیویی با والدین‌شان تعریف کردند.

اپرا به افرادی که توانسته‌اند سلامت روانی خود را به جای ادامه روابط اجباری در اولویت قرار دهند تبریک گفت. او تحت تأثیر پیشرفتی بود که ما در فرهنگ‌مان داشته‌ایم تا بتوانیم خودمان را اولویت دهیم. سر تکان دادن‌ها و دست‌های مجازی به نشانه تأیید، واکنش‌های واضحی بود که در میان مخاطبان دیده می‌شد.

نقد و بررسی روند قطع کامل رابطه

من تا پایان برنامه آنقدر ناراحت شدم که نتوانستم بخوابم. دکتر کولمن به عنوان صدای عقلانیت برجسته بود – تمرکز او روی امکان‌های درمان و بهبود بود. ندرا تاواب دیدگاهی میانه داشت – تلاش برای ترمیم روابط، اما اگر نتیجه نداد، تعیین مرزها. فلسفه و کتاب دکتر گیبسون در ریشه قطع‌های عاطفی قرار دارد که در شبکه‌های اجتماعی به ویژه محبوبیت زیادی پیدا کرده‌اند.

دکتر گیبسون هرگز والدین ناراضی فرزندان بزرگسال را به حضور در درمان یا مشاوره تشویق نمی‌کند، بلکه والدین غایب را تشخیص داده و نشان می‌دهد که مراجعانش بدون این اعضای خانواده که به گفته او سمی و خودشیفته هستند، زندگی شادتری خواهند داشت. (او در پادکست اعتراف کرد که مراجعانش والدین‌شان را مشکل‌دار نمی‌دانند، بلکه خودش این تشخیص را می‌دهد و به آن‌ها کمک می‌کند تا ارتباطات را برقرار کنند.)

خطرات برچسب‌زنی و پیامدهای آن

من که تمام حرفه‌ام را صرف کمک به مردم برای افزایش عشق و آموزش مهارت‌های ایجاد ارتباط‌های قوی‌تر و سالم‌تر کرده‌ام، از آنچه امروز در شبکه‌های اجتماعی مثل تیک‌تاک و از محبوبیت افراطی این کتاب می‌بینم، شوکه و ناراحت هستم – کتابی که به جای ترمیم، دستورالعمل تخریب روابط آسیب‌دیده را ارائه می‌دهد.

امروزه اصطلاحاتی مانند «سمی» و «خودشیفته» به اندازه‌ای رایج شده‌اند که مانند اصطلاح «کولیک» برای نوزادانی که زیاد گریه می‌کنند، به راحتی به کار می‌روند. والدینی که شاید لازم است درباره تعیین مرز با فرزندان بزرگسال‌شان آموزش ببینند یا یاد بگیرند چگونه مسائل را به شیوه‌ای سازنده‌تر بیان کنند، به سرعت «آزارگر» خطاب می‌شوند. و پس از این برچسب، قطع ارتباط به عنوان منطقی‌ترین و سالم‌ترین راه حل معرفی می‌شود.

واقعیت دردناک قطع رابطه و تأثیرات آن بر نسل‌ها

قطع رابطه با اعضای خانواده تصمیمی بسیار بزرگ و دشوار است. دردی که برای کسانی که پشت سر گذاشته شده‌اند ایجاد می‌کند، غیرقابل بیان است. نوه‌ها می‌آموزند که وقتی روابط دشوار می‌شود، قطع ارتباط راه‌حل است. و هرچقدر بزرگسالان به خود بگویند «من با قطع ارتباط مراقب سلامت روان خودم هستم»، همیشه در پس‌زمینه ذهن یک صدای تکرارشونده وجود دارد که این فرد یا افراد را از زندگی خود حذف کرده‌ای. ممکن است بتوانید آن را کنار بگذارید، اما همیشه هست.

نیاز به مهارت‌های ارتباطی و درک متقابل

آیا برخی روابط بسیار ناسالم نیازمند پایان دادن هستند؟ بله. اما بسیاری از فرزندان بزرگسال ناراضی یا قادر به بیان نگرانی‌های خود با اعضای خانواده نیستند یا مهارت‌های لازم برای بحث در موضوعات سخت با افراد دشوار را ندارند (که تقصیر خودشان نیست). این مهارت‌ها ممکن است نتایج سازنده‌تری به همراه داشته باشد. (وقتی مراجعان می‌گویند همه راه‌ها را امتحان کرده‌اند و هیچ نتیجه‌ای نگرفته‌اند، من دقیق می‌پرسم چه کارها و حرف‌هایی زده‌اند تا سنگی را نچرخانده پیدا کنم و استراتژی‌های جدید برای برقراری ارتباط با افراد دفاعی و پر نظر آموزش دهم.)

همچنین آسان است فراموش کنیم که والدین ما هم انسان هستند. انسان‌ها اشتباه می‌کنند. هیچ ژنی برای خوب بودن به عنوان والد به ما داده نشده است. اگر والد خودمحوری را نشان دهید، من به شما کسی را نشان می‌دهم که احتمالاً الگوهای خوبی نداشته و محبت و پرورش کافی دریافت نکرده است. البته این دلیل توجیه‌کننده رفتارهای آسیب‌زننده نیست – هیچ چیز نیست – اما وقتی دید ما ترکیبی از همدلی و جعبه‌ابزار مهارت‌های گفتگو درباره مسائل بسیار دشوار باشد، واقعاً امکان تغییر وجود دارد. روابط می‌توانند با تلاش و گاهی کمک، به مرور زمان بهبود یابند.

خطرات قطع کامل ارتباط و راه‌حل‌های میانه

تشویق به قطع کامل ارتباط به سمت هیچ‌چیز می‌رود. و هیچ‌چیز باعث تغییر نمی‌شود. پس نتیجه چیست؟ آیا باید همیشه با کسانی که در گذشته برای شما دردسر ساخته‌اند، در ارتباط باشید؟ البته که نه. اما شاید بین قطع کامل و ندادن پاسخ به تماس‌ها، پیام‌ها یا ایمیل‌ها و گفتگوهای روزانه یا ملاقات‌های منظم، راه وسطی وجود داشته باشد.

نمی‌دانید چند نفر برای کمک به ازدواج خود به من مراجعه می‌کنند و در نهایت درباره فاصله گرفتن از اعضای خانواده بزرگ‌تر صحبت می‌کنیم. چون من یک فرد سیستماتیک هستم، می‌دانم نمی‌توان با مادر، خواهر، پدر همسر یا هر کس دیگر در جنگ بود بدون اینکه روی توانایی حضور و عشق ورزیدن در ازدواج تاثیر بگذارد. اگر بخشی از سیستم درست کار نکند، بخش‌های دیگر هم آسیب می‌بینند.

با این نگاه، ما دست به کار می‌شویم و تلاش می‌کنیم با اعضای خانواده دور شده ارتباط برقرار کنیم و روی ترمیم روابط کار کنیم. ترمیم رابطه با خانواده گسترده، تغییرات مثبت ایجاد شده در ازدواج‌ها را تثبیت و تقویت می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *