او جذاب بود، باهوش و تحصیلکرده. اولین قرارمان پر از خنده و گفتوگوهای دلنشین بود. شاید در پروفایلش اشارهای به همدلی یا علاقه به سوشی داشت که برای من امتیاز محسوب میشد. چند ساعت با هم قهوه خوردیم، پیادهروی کردیم و در نهایت او مرا بوسید؛ حتی لبگشود تا بگوید بوسیدن من خوب است، جملهای که چند بار شنیدهام مردها به یکدیگر میگویند. او نه خیلی قدبلند بود، نه ورزشکار و نه فوقالعاده جذاب. از آخرین طلاقم هفت سال میگذرد و در این مدت حدود ۱۲۰ قرار اول گذاشتهام؛ شاید عجیب باشد ولی به طور میانگین هر ماه یک یا دو قرار اول است.
تجربه گمشدن ناگهانی بعد از قرار اول
بعد از آن قرار، شاید به دوستی گفته بودم او جالب بود و دوست داشتم دوباره ببینمش، اما با گذشت زمان به خودم میگفتم احتمالاً دیگر هیچ خبری از او نخواهم داشت. این اتفاق اغلب درست بود؛ یک پیام آخر میفرستادم و در جواب چیزی نمیشنیدم. به عبارتی، او «گم میشد» یا به اصطلاح انگلیسی «ghosting» میکرد.
حالا خوشحالم که چنین اتفاقی میافتد. صادقانه بگویم، خودم هم گاهی دیگران را نادیده گرفتهام. زمانی که هفتهای شلوغ داشتم و میدانستم آن شخص مناسب من نیست، یادم رفت جواب بدهم و روزها گذشت تا اینکه دیگر ادامه دادن به مکالمه عجیب میشد. پس من هم گاهی گم شدهام.
چرا باید به پیامهای غیرمستقیم باور کنیم؟
در طول سالها، مردانی را دنبال کردم یا حتی با آنها ازدواج کردم که احتمالاً من را گم کرده بودند. هیجان ناسالمی داشتم وقتی آنها را متقاعد میکردم که مرا دوست داشته باشند، اما بیشتر بار ارتباط و برنامهریزی با من بود. دیگر اینگونه نیست؛ اگر کسی علاقه ندارد، مشکلی نیست. شاید یک بار دیگر فرصت بدهیم، اما نه بیشتر.
مایا آنجلو، شاعر بزرگ، میگوید: «وقتی کسی خودش را به شما نشان میدهد، به او باور کنید.» یک مرد در اولین قرارمان اعتراف کرد که احتمالاً خودشیفته است و سپس گفت که ما از نظر جسمی جور نیستیم. انتظار داشت من به خاطر این حقیقت تلخ به او دلداری بدهم؛ که ندادم. خیلی بهتر بود اگر او گم میشد. کسی که نشان میدهد آن چیزی نیست که شما فکر میکنید، در واقع دارد به شما میگوید که آن نیست.
مسئله از خودتان نیست؛ مسئله اوست
یک بار با یک متخصص سلامت روان قرار گذاشتم که همزمان با چند نفر دیگر در ارتباط بود و وقتی قرارهایش برای من و زن دیگری را همزمان گذاشت، هیچوقت برای دیدار با من نیامد. چند بار به او فرصت دادم اما نباید این کار را میکردم. فهمیدم اگر آنقدر به من علاقه ندارد که قرار را به درستی تنظیم کند، واقعاً به من علاقه ندارد. من شایسته بهتر هستم.
افرادی که گم میشوند باید از آنها اغماض کرد. در عصر اپلیکیشنهای دوستیابی، میتوان پیش از ملاقات خیلی چیزها را فهمید. مثلاً مردانی که اولین پیامشان درباره اندام من است را مودبانه رد میکنم؛ اینها هرگز برای من نیستند. اما اگر کسی تماس را قطع کرد، باید به او اغماض کنیم. شاید وقت نداشته یا نمیداند چطور به طور محترمانه پایان دهد. پس بهتر است رهایش کنیم و به سلامت روان خود اهمیت دهیم.
ممکن است باور نکردنی باشد که گمشدن ناگهانی میتواند یک رهایی باشد، اما میتوان به آن رسید. گمشدن شما را از هدر دادن وقت و انرژی احساسی بیشتر در یک مسیر بنبست نجات میدهد. آنها خود واقعیشان را نشان میدهند؛ اگر گم میشوند یعنی آنها برای شما نیستند. ادامه دادن راه درست است. همه چیز درباره شماست، نه آنها.
