وقتی «هرگز دعوا نمی‌کنیم» در رابطه زنگ خطر است | چرا سکوت می‌تواند رابطه‌تان را نابود کند؟

زوجی در حال بحث کردن و حل اختلاف در رابطه

بسیاری از افراد می‌گویند: «رابطه ما بی‌نقص است، ما هیچ وقت دعوا نمی‌کنیم.» اما این جمله می‌تواند یک علامت هشدار باشد. معمولا چنین گفتاری به این معنی است که شما یا شریک زندگی‌تان صادق نیستید یا احساسات خود را سرکوب می‌کنید. حداقل یکی از طرفین چیزی را در دل نگه می‌دارد. چرا که حتی اگر شخصیت‌هایتان به خوبی با هم جور باشد و موضوعی برای اختلاف نداشته باشید، باز هم انسانید و اختلاف نظرهای کوچک یا بزرگ طبیعی است.

وقتی کسی به من می‌گوید هرگز دعوا نمی‌کنم، این مثل زمانی است که می‌گوید کودکی‌اش کاملا بی‌نقص بوده است. واکنش اولیه من این است: «واقعا؟ بیشتر بگو.» زیرا در بسیاری از موارد «بی‌نقص» بودن یعنی فرد یاد گرفته احساسات واقعی خود را پنهان کند.

دعوا؛ منبعی ارزشمند از اطلاعات رابطه

آنچه بیشتر افراد درک نمی‌کنند این است که مسأله اصلی تعداد دعواها نیست، بلکه نحوه دعوا کردن است. اگر در رابطه نتوانید به شیوه‌ای عادلانه و سالم اختلاف‌تان را بیان کنید، رابطه در نهایت فرو خواهد پاشید. مثل بال‌هایی که رفته رفته می‌افتند و پاهایی که خم می‌شوند؛ تنها مسئله زمان است. دعوا کردن در حقیقت ارزشمند است، چرا که اطلاعات مهمی درباره همسر یا شریک زندگی‌تان به شما می‌دهد. شما یاد می‌گیرید چگونه او با استرس کنار می‌آید، چه چیزهایی او را تحریک می‌کند و چه موضوعاتی برایش اهمیت دارد.

برای مثال، من وقتی دعوا می‌کنم، اغلب از خودم فاصله می‌گیرم و در ذهنم به دنبال گزینه‌های دیگر می‌گردم. اما همسرم زمانی که دعوا می‌کند، این گونه واکنش نشان می‌دهد که «این دعوا مرا به گذشته می‌برد، یعنی من مشکل دارم، یعنی برای تو کافی نیستم. پس اگر من کافی نیستم، برو!» و این باعث می‌شد که مکالمات ما بیشتر از چند دقیقه دوام نیاورد و او چمدان‌هایش را جمع کند.

شناخت ریشه‌های واکنش‌ها، کلید همدلی

وقتی توانستم این واکنش‌ها و دلیل پشت آنها را بفهمم، همه چیز تغییر کرد. مثل این است که کاپوت ماشین را باز کنی و موتور را ببینی. این به همسرم اجازه داد تا مسئولیت بخش‌هایی از خودش را بپذیرد و روی آن کار کند. همچنین برای من روشن شد که او چگونه واکنش نشان می‌دهد و من توانستم همدلی بیشتری نشان دهم. وقتی به او می‌گویم: «دیروز این حس را داشتم» و او پاسخ می‌دهد «من دارم چمدانم را می‌بندم»، من قضاوت نمی‌کنم بلکه می‌دانم این الگوی واکنش اوست. اگر من بخواهم مقابله به مثل کنم و بگویم «پس من هم چمدانم را می‌بندم»، تنها به دعوا و برخورد شدید می‌انجامد. اما اگر به ریشه احساسات بروم و بپرسم: «احساس ناامنی داری؟ چه چیزی باعث شده اینطور شوی؟» گفت‌وگو به کلی متفاوت می‌شود.

اهمیت خطاب کردن «شخص درست» در رابطه

در این مسیر باید داستان و گذشته شریک زندگی‌تان را بدانید. من باید به دختر ۱۵ ساله‌ای که احساس ترس و درد می‌کند یا به کودک درون ۶ ساله‌ای که هنوز آسیب دیده است، توجه کنم. چون خطاب کردن همان «ونسا»ی نوجوان کاملاً با صحبت کردن با «ونسا»ی بزرگسال متفاوت است. پس به جای اینکه مستقیم بگوییم: «ما باید صحبت کنیم، من عصبانی هستم و کار تو مرا ناراحت کرد»، بهتر است بگوییم: «تو فوق‌العاده‌ای و هیچ مشکلی نداری، اما این نکته‌ای هست که فکر می‌کنم باید با هم روی آن کار کنیم.» این شیوه باعث می‌شود که طرف مقابل واکنش نشان دهد و از حالت تدافعی و واکنشی فاصله بگیرد.

پیامدهای اجتناب از دعوا در رابطه

وقتی از دعوا فرار می‌کنید، در واقع از رابطه حفاظت نمی‌کنید، بلکه خودتان را از ناراحتی حفظ می‌کنید. درک می‌کنم؛ دعوا باعث می‌شود سیستم عصبی‌تان وارد حالت جنگ یا گریز شود و بدن‌تان به شما هشدار می‌دهد که «من احساس امنیت نمی‌کنم.» اما اگر مدام از مواجهه با اختلافات بپرهیزید، به تدریج کینه و ناراحتی‌ها انباشته می‌شوند. مشکلات کوچک که رسیدگی نشده‌اند به تدریج تبدیل به خیانت‌ها و شکست‌های بزرگ می‌شوند. اعتماد از بین می‌رود چون شریک زندگی‌تان نسخه واقعی شما را نمی‌شناسد؛ فقط نسخه ویرایش شده و نمایشی شما را می‌بیند. حس امنیت را از دست می‌دهید چون همیشه مراقبید چه چیزی بگویید که طرف مقابل عصبانی نشود یا از رابطه نرود. و در نهایت، این فکر به ذهن‌تان می‌رسد که: «نمی‌دانم آیا او واقعاً من را دوست دارد یا فقط آن تصویری را که به او نشان داده‌ام.»

هدف این نیست که هیچ وقت دعوا نکنیم، بلکه باید یاد بگیریم چگونه بدون آسیب زدن به شخصیت یکدیگر، اختلافات را بیان کنیم. یعنی حتی وقتی شرایط سخت و ناراحت‌کننده است، در رابطه بمانیم و تهدید به ترک نکنیم یا ذهنمان را به دنبال گزینه‌های دیگر نگردانیم. گاهی لازم است فاصله بگیریم و با گفتن «۲۰ دقیقه فرصت می‌خواهم» عصبانیت را کنترل کنیم، اما حتماً به گفت‌وگو برگردیم. با گذشت زمان یاد گرفتم که وقتی همسرم می‌گوید: «بعد از شام حرف می‌زنیم، من برمی‌گردم»، به این قول اعتماد کنم چون واقعا بازمی‌گردد.

آیا واقعا متصل هستید یا فقط اجتناب می‌کنید؟

پس اگر در رابطه‌ای هستید که هرگز دعوا نمی‌کنید، از خودتان بپرسید: آیا واقعاً به هم متصل هستیم یا فقط از هم دوری می‌کنیم؟
آیا صادقانه نیازها و خواسته‌هایتان را بیان می‌کنید یا برای حفظ ظاهر، خودتان را سانسور می‌کنید؟
چون رابطه‌ای که در آن می‌توانید حرف‌های سخت بزنید و هنوز احساس عشق کنید، ارزش ماندن دارد.
رابطه‌ای که باید نقش بازی کنید، به مرور شما را از درون خواهد کشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *