در همین لحظه، حدود ۲.۷ میلیون کودک و نوجوان در سراسر جهان در مراکز مراقبت مسکونی زندگی میکنند. تنها در آمریکا بیش از ۳۳ هزار جوان بالای ۸ سال در این مراکز هستند. این جوانان معمولاً پس از تجربهٔ سوءاستفاده شدید، غفلت طولانی یا چندین شکست در خانوادههای جایگزین (فاستر) به این مراکز میرسند. نیازهای عاطفی و رفتاریشان آنقدر پیچیده است که دیگر هیچ خانهٔ معمولی نمیتواند آنها را در خود جای دهد.
در سالهای اخیر، یونیسف و برخی سازمانهای حقوق کودک با صدای بلند خواستار پایان کامل مراقبت مسکونی برای کودکان و نوجوانان شدهاند. استدلال آنها روشن است: در برخی مراکز بزرگ نهادی، بدرفتاری، خشونت و مراقبت غیراستاندارد دیده شده و این برای هیچ کودکی قابل قبول نیست. اما آیا راهحل، بستن درِ همهٔ مراکز است؟
پژوهشهای دهههای اخیر نشان میدهند بیشتر مطالعاتی که «مراقبت مسکونی = آسیب دائمی» را ثابت میکنند، مربوط به نوزادان در یتیمخانههای قدیمی رومانیِ دههٔ ۱۹۹۰ هستند؛ شرایطی که هیچ ربطی به مراکز امروزی برای نوجوانان ندارد. در مقابل، حجم بزرگی از تحقیقات جدید میگویند: مراقبت مسکونی با کیفیت بالا نه تنها زیانبار نیست، بلکه در بسیاری موارد به همان اندازه یا حتی مؤثرتر از خانوادهٔ جایگزین و مراقبت جامعهمحور عمل میکند.
پنجاه سال تحقیق در دانشگاه کرنل چه میگوید؟
پروژهٔ مراقبت از کودکان مسکونی دانشگاه کرنل (RCCP) بیش از نیم قرن است که تنها مرکز علمی پیشرو در جهان است که به طور تخصصی روی بهبود کیفیت مراقبت مسکونی کار میکند. تاکنون با بیش از ۷۰۰۰ سازمان در ۱۷ کشور همکاری کرده و دو برنامهٔ اصلی خود را پیادهسازی کرده است:
برنامهٔ TCI (مداخله در بحران درمانی) به کارکنان میآموزد چگونه بحرانها را بدون خشونت و مهار فیزیکی مدیریت کنند. نتیجه؟ کاهش چشمگیر استفاده از محدودیتهای فیزیکی و افزایش اعتماد به نفس کارکنان.
برنامهٔ CARE (کودکان و تجربیات مسکونی) چارچوبی کاملاً علمی برای زندگی روزمره ارائه میدهد که بر شش اصل استوار است: رشد کودک، مشارکت خانواده، رابطهسازی، درک تروما، پرورش مهارت و توجه به کل محیط. نتیجهٔ اجرای CARE: بهبود رابطهٔ کودکان با کارکنان، کاهش شدید پرخاشگری و تخریب اموال، و کاهش چشمگیر مصرف داروهای روانگردان.
بدون مراکز باکیفیت، این کودکان کجا میروند؟
مارتا هولدن، مدیر پروژهٔ RCCP کرنل میگوید: «اگر این مراکز نباشند، این نوجوانان در هتل میخوابند، زیر پل میخوابند یا بیخانمان میشوند. ما نمیتوانیم به بهانهٔ ایدهآلگرایی، بچههایی را که همین الان نیاز به کمک دارند، تنها بگذاریم.» او تأکید میکند: اتفاقات تلخ در مراکز نهادی رخ داده و میدهد، اما همان اتفاقات در خانوادههای زیستی و خانوادههای جایگزین هم رخ میدهد. مسئله «محل» نیست؛ مسئله «کیفیت مراقبت» است.
هولدن جملهای طلایی دارد که باید روی دیوار همهٔ سیاستگذاران نوشته شود: «محل بزرگ شدن کودکان مهم است، اما کیفیت تجربهای که در دوران رشدشان دارند، هر کجا که باشند، از آن مهمتر است.»
مراقبت مسکونی کودکان و نوجوانان نباید به طور کامل حذف شود. ما به یک طیف کامل از خدمات نیاز داریم: خانوادهٔ زیستی، خانوادهٔ جایگزین، مراقبت جامعهمحور و بله، مراقبت مسکونی با کیفیت بالا. تعطیل کردن همهٔ مراکز، یعنی محکوم کردن هزاران نوجوانی که همین امروز جایی امن برای التیام ندارند. به جای شعار «همه را تعطیل کنیم»، باید فریاد بزنیم: «همه را باکیفیت کنیم.» چون بعضی بچهها دیگر جایی برای رفتن ندارند، جز همین مراکز. و ما حق نداریم درِ آخرین خانهٔ امنشان را ببندیم.
