سوگ یکی از سختترین و عمیقترین تجربههای انسانی است که هر فرد در زندگی خود با آن روبهرو میشود. احساسات دردناک و ناراحتی پس از از دست دادن یک عزیز، طبیعیترین واکنش روانی و هیجانی به این فقدان است. با این حال، هنوز بسیاری نمیدانند چگونه باید با این احساسات کنار بیایند یا چگونه میتوانند به اطرافیان داغدار کمک کنند. مگان دویین، تراپیست و مشاور شناختهشده در حوزه سوگ و سلامت روان، در پست اخیر خود در اینستاگرام بر همین نکته مهم تأکید کرده است: «احساسات دردناک و ناراحتی پس از فقدان کاملاً طبیعی است» و واکنش اطرافیان نقش حیاتی در تسهیل یا پیچیده کردن روند سوگ دارد.
سوگ واکنش روانی، هیجانی و حتی جسمی فرد به فقدان یک عزیز است. این واکنش میتواند شامل غم عمیق، اضطراب، خشم، گناه، سردرگمی و حتی گاهی بیاعتنایی به اطراف باشد. مگان دویین معتقد است پیام مهم به داغدیدگان این است که «احساس درد و ناراحتی طبیعی است» و نباید خود را بابت آن سرزنش کنند. تحقیقات روانشناسی نشان دادهاند که سوگ یک فرایند زمانبر و نیازمند فضا برای تجربه و پذیرش است و نباید تحت فشار «بهبود سریع» یا «برگشت فوری به زندگی عادی» قرار گیرد. هر فرد به شکل متفاوتی سوگ را تجربه میکند و مسیر بهبودی آنها نیز منحصر به فرد است.
تأثیر واکنشهای دیگران بر روند سوگ
یکی از جنبههای مهم در فرآیند سوگ، نحوه واکنش اطرافیان است. مگان دویین در محتوای خود میگوید که بسیاری از افراد حاضر در کنار داغدیدگان نمیدانند چگونه باید حمایت کنند یا چه بگویند. این عدم توانایی یا ناآگاهی میتواند باعث شود فرد داغدار احساس کند که حمایت کافی دریافت نمیکند و این خود یک مانع در روند بهبودی است. مطالعات متعددی نشان دادهاند که نبود حمایت عاطفی مناسب یا برخوردهای نادرست اطرافیان، روند سوگ را پیچیدهتر و طولانیتر میکند. زمانی که داغدیدگان حس کنند غمشان پذیرفته نشده یا دیگران تلاش دارند احساسات آنها را کماهمیت جلوه دهند، خطر بروز اختلالات مرتبط با سوگ پیچیده افزایش مییابد.
سوگ پیچیده؛ وقتی درد ادامهدار میشود
سوگ پیچیده که در طبقهبندی جدید سازمان جهانی بهداشت (ICD-11) به عنوان اختلال روانی شناخته شده است، شرایطی است که فرد داغدار پس از گذشت مدت طولانی هنوز نتوانسته با فقدان کنار بیاید و درد و غم او به طور مزمن و شدید باقی میماند. علائم سوگ پیچیده شامل ناتوانی در پذیرش فقدان، احساس بیمعنایی زندگی، اجتناب از مکانها یا افراد مرتبط با فرد از دست رفته و مشکلات جدی در انجام امور روزمره است. تحقیقات نشان میدهند که حمایت اجتماعی و واکنشهای مناسب اطرافیان میتواند از بروز این اختلال جلوگیری کند.
چگونه میتوان به داغدیدگان کمک کرد؟
متخصصان سلامت روان توصیه میکنند که هنگام مواجهه با افرادی که در سوگ هستند، به جای ارائه راهکارهای سریع یا جملات کلیشهای مانند «زمان همه چیز را خوب میکند»، بهترین کار همراهی و شنونده بودن است. مگان دویین نیز به همین نکته اشاره دارد که «ناکافی بودن واکنش دیگران اشکالی ندارد»، اما بهتر است اطرافیان تا حد امکان همراه، پذیرنده و شنونده احساسات داغدیدگان باشند. آموزش مهارتهای همدلی و درک سوگ در جامعه میتواند نقش مهمی در بهبود سلامت روان داغدیدگان ایفا کند و نهادهای آموزشی و رسانهها باید فرهنگ حمایت از سوگواران را ترویج کنند.
اگرچه سوگ یک تجربه طبیعی است، اما برخی افراد نیازمند حمایت تخصصی رواندرمانی هستند. درمانهای تخصصی میتواند به داغدیدگان کمک کند تا احساسات خود را بهتر درک کرده، راهکارهای مقابله سالم بیاموزند و در نهایت به زندگی عادی بازگردند. درمانهای شناختی-رفتاری، درمان متمرکز بر سوگ و مشاوره گروهی از جمله روشهای رایج هستند. مگان دویین خود از حامیان رویکرد همدلانه و شخصیسازی شده در درمان سوگ است که به تجربه و شرایط هر فرد احترام میگذارد.
پیام مگان دویین، که در فضای مجازی با استقبال فراوانی روبهرو شده است، این است که سوگ و احساسات دردناک پس از فقدان، بخشی جدانشدنی از زندگی است و نباید آن را نادیده گرفت یا سرکوب کرد. واکنش و حمایت درست اطرافیان میتواند فرآیند بهبود را هموارتر کند و بالعکس، بیتوجهی و واکنشهای نامناسب، آن را پیچیده و طولانی نماید. ایجاد فضایی امن برای ابراز احساسات، آموزش همدلی در جامعه و حمایت تخصصی از داغدیدگان، راهکارهای اساسی برای مواجهه سالم با سوگ هستند.
