حدود یکچهارم از اعضای نیروهای مسلح و کهنهسربازان آمریکایی که درمان رواندرمانی برای اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) را آغاز میکنند، قبل از اتمام دوره درمان، آن را رها میکنند. این مسئله چالشی بزرگ در مسیر بهبود سلامت روانی این گروه است. اما نکته مهم این است که همه روشهای درمانی به یک اندازه جذاب و قابل تحمل نیستند و برخی از مؤثرترین روشها نرخ ترک بالاتری را نشان میدهند. این یافتهها از مطالعهای گسترده که توسط انجمن روانشناسی آمریکا منتشر شده است، به دست آمده است.
اختلال استرس پس از سانحه تقریباً ۷ درصد از کهنهسربازان را در مقطعی از زندگی تحت تاثیر قرار میدهد که این میزان کمی بالاتر از نرخ این اختلال در جمعیت عمومی بزرگسال ایالات متحده است. علاوه بر تأثیرات روانی و عاطفی این اختلال، انجمن قلب آمریکا هشدار میدهد که PTSD میتواند خطر ابتلا به بیماریهای قلبی و سکته مغزی را نیز افزایش دهد؛ بیماریهایی که کهنهسربازان بهطور نامتناسبی بیشتر با آنها مواجه هستند.
نتایج متاآنالیز گسترده؛ نرخ ترک درمان متفاوت بر اساس نوع روش درمانی
الیزابت اِی. پِنیکس-اسمیت، دکترای دانشگاه ایالتی آیداهو و عضو شورای ملی پژوهش در مؤسسه تحقیقات ارتش والتر رید، نویسنده اصلی این مطالعه میگوید: «پشت هر آمار، یک انسان وجود دارد که ممکن است در ادامه درمان با چالشهایی مواجه شود.» او افزود: «شناخت دقیق الگوهای ترک درمان و دلایل آن به ما این امکان را میدهد که خدمات درمانی PTSD را به گونهای طراحی کنیم که متناسب با شرایط واقعی کهنهسربازان باشد.»
این مطالعه که به صورت متاآنالیز بیش از ۱۸۱ تحقیق و بررسی ۲۳۲ نوع درمان PTSD بر روی بیش از ۱۲۴ هزار شرکتکننده نظامی انجام شده، نشان میدهد که به طور میانگین ۲۵.۶ درصد از کهنهسربازان و اعضای نیروهای مسلح درمان خود را پیش از پایان دوره توصیه شده رها میکنند. اما نرخ ترک درمان در بین روشهای مختلف به طور قابل توجهی متفاوت است.
روشهای درمانی با بالاترین و پایینترین نرخ ترک درمان
در روشهای درمانی هفتگی متمرکز بر تروما، مانند درمان شناختی-پردازشی و مواجهه طولانی مدت، نرخ ترک درمان به ترتیب ۴۰.۱ درصد و ۳۴.۷ درصد گزارش شده است که بالاترین میزان در میان روشها است. همچنین درمان مواجهه با واقعیت مجازی نیز نرخ ترک بالایی معادل ۳۷.۲ درصد دارد. از سوی دیگر، روشهایی مانند درمان متمرکز بر حال حاضر و کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی نرخ ترک درمان به مراتب پایینتری دارند که به ترتیب ۱۶.۱ درصد و ۲۰ درصد گزارش شده است. نسخههای فشرده بستری سرپایی درمانهای متمرکز بر تروما نیز نرخ ترک بسیار کمتری در محدوده ۵.۵ تا ۸.۵ درصد دارند.
یکی از یافتههای جالب مطالعه این است که درمان مواجهه گروهی که در آن پیش از ورود به فرایند درمان، همکاری و ارتباط بین شرکتکنندگان تشویق میشود، میزان ماندگاری بالاتری دارد و تنها ۶.۹ درصد از شرکتکنندگان آن را ترک کردهاند. در برنامههایی که به صورت همزمان PTSD و اختلالات مصرف مواد را درمان میکنند، نرخ ترک بسیار بالاتر و برابر با ۴۶.۴ درصد است، در حالی که در برنامههایی که PTSD همراه با افسردگی را هدف قرار میدهند، این نرخ کمتر و حدود ۲۳.۲ درصد است.
اهمیت انتخاب درمانهای پایدار و راهکارهای افزایش ماندگاری بیماران
پِنیکس-اسمیت توضیح میدهد که «این مطالعه به ما معیارهای بهتری برای ارزیابی میزان ترک درمان در انواع مختلف روشهای PTSD میدهد و نشان میدهد کدام درمانها ممکن است برای برخی اعضای نیروهای مسلح و کهنهسربازان قابل تحملتر و پایدارتر باشد.» این یافتهها تاکید میکنند که اگرچه درمانهای متمرکز بر تروما بسیار مؤثر هستند، اما نرخ ترک درمان در این روشها بالاست و این موضوع چالشی مهم در مراقبت از سلامت روانی نظامیان محسوب میشود.
پِنیکس-اسمیت معتقد است که شناخت و انتخاب پروتکلهای درمانی با نرخ ترک پایینتر میتواند به درمانگران کمک کند مراقبتهای بهتری ارائه دهند و سیاستگذاران نیز میتوانند منابع را به درمانهایی اختصاص دهند که بیماران را بیشتر به ادامه مسیر درمان ترغیب میکنند. او همچنین پیشنهاد میکند که درمانگرانی که از روشهایی با نرخ ترک بالا استفاده میکنند، باید از راهکارهای مؤثر برای حفظ انگیزه و مشارکت بیماران بهره ببرند؛ راهکارهایی مانند ایجاد اعتماد متقابل، پیگیری پیشرفت درمان و احترام به ترجیحات هر بیمار.
پِنیکس-اسمیت در پایان میگوید: «یافتههای ما اهمیت سرمایهگذاری در مداخلاتی را که بتوانند ترک درمان را پیشگیری کنند یا به تطبیق بهتر بیماران با روشهای درمانی بهینه کمک کنند، برجسته میکند. با تمرکز بر انتخاب روشهای درمانی متناسب و حمایتهای درست در طول فرایند، میتوانیم پیشرفتهای واقعی در بهبود سلامت روانی و بهبودی از تروما ایجاد کنیم.»
