وقتی اتفاقات ترسناک و ناراحتکنندهای مانند خشونت، بلایای طبیعی یا اخبار ناگوار رخ میدهد، بزرگسالان معمولاً نمیدانند چگونه این موضوعات را با کودکان در میان بگذارند. برخی فکر میکنند سکوت بهترین محافظت برای ذهن حساس کودکان است، اما حقیقت این است که حتی وقتی بزرگسالان سکوت میکنند، کودکان ترس و نگرانی آنها را حس میکنند و این باعث افزایش اضطراب در آنها میشود.
کودکان ترس و نگرانی را از زاویه رشد و سن خود تجربه و پردازش میکنند. کودکان خردسال ممکن است فکر کنند خطر همچنان نزدیک و فعال است، کودکان در سن مدرسه به دنبال توضیحات منطقی و قابل پیشبینی هستند و نوجوانان دغدغه مفاهیم انتزاعی مانند عدالت و امنیت را دارند. اما در تمام سنین، کودکان پرسشهایی اساسی دارند: آیا من امن هستم؟ میتوانم درباره این موضوع صحبت کنم؟ آیا کسی به من کمک میکند آنچه را که احساس میکنم بفهمم؟
چرا سکوت اضطراب را افزایش میدهد؟
وقتی بزرگسالان درباره اتفاقات ترسناک صحبت نمیکنند، کودکان مجبور میشوند از طریق تخیل خود و بدون دریافت اطلاعات صحیح معنی آنچه اتفاق افتاده را بسازند. این فرآیند میتواند منجر به ترسهای اغراقآمیز، سرزنش خود و حس ناامنی شود. از طرف دیگر، عدم بیان احساسات، احتمال جستجوی حمایت عاطفی را کاهش میدهد که در بلندمدت خطر ابتلا به اضطراب و افسردگی را افزایش میدهد. گفتگوی باز و آرام به کودکان کمک میکند تا ترسهایشان را به اشتراک بگذارند و از تنهایی در ترس دوری کنند.
چگونه درباره اتفاقات ترسناک با کودکان صحبت کنیم؟
اولین قدم استفاده از زبان ساده و صادقانه است. کودکان به وضوح و راستگویی نیاز دارند نه پیچیدگیهای زیاد. میتوان با جملاتی مانند «چیزی ترسناک اتفاق افتاده و اشکالی ندارد دربارهاش صحبت کنیم» یا «ممکن است همه جوابها را ندانم، اما با تو صادق خواهم بود» شروع کرد. بهتر است از جزئیات ترسناک و خشونتآمیز اجتناب شود و تنها توضیح پایه و متناسب با سن کودک داده شود.
دعوت به سوال پرسیدن بدون اجبار، به کودکان امکان میدهد با سرعت خود پردازش کنند. پرسشهایی مانند «چه چیزهایی درباره آن شنیدهای؟» یا «هر وقت آماده بودی من اینجا هستم» به کودک احساس امنیت میدهد. برای کودکانی که توانایی بیان کلامی ندارند، ابزارهای غیرکلامی مانند نقاشی یا نشستن آرام کنار والدین راهکارهای مناسبی هستند. تصحیح ملایم سوءتفاهمها و باورهای نادرست نیز مهم است. کودکان ممکن است فکر کنند خطر همیشه وجود دارد یا ترسیدن به معنی وقوع حادثه بد است. باید به آنها اطمینان داد که «این اتفاق همیشه نمیافتد» و «ترسیدن یعنی پیامی از بدن است نه هشدار فوری.»
اهمیت تقویت احساس امنیت در کودکان
کودکان باید احساس کنند که مسئولیت ترس و نگرانیشان بر عهده آنها نیست و بزرگسالان مراقب و حمایتگر آنها هستند. جملاتی مانند «الان تو امن هستی» و «وظیفه تو این است که کودک باشی، من مراقب تو هستم» به ایجاد آرامش کمک میکند. همچنین تمرکز بر حضور و نقش کمککنندگان میتواند حس امید و امنیت را بازگرداند. نقل قول مرحوم آقای راجرز که میگفت «دنبال کمککنندگان بگرد، همیشه کسانی هستند که کمک میکنند» میتواند به کودکان قوت قلب دهد.
تأیید احساسات بدون تشدید ترس
کودکان ممکن است ترس خود را به صورت رفتارهای غیرکلامی مانند گریه، تحریکپذیری یا تغییر در خواب نشان دهند. نامیدن و تأیید این احساسات مانند «طبیعی است که ترسیدهای» به آرام شدن سیستم عصبی آنها کمک میکند. تأیید احساسات، حس امنیت ایجاد میکند بدون اینکه ترس را بزرگتر کند.
«کیسه استرس» ابزاری عملی و علمی است که به کودکان کمک میکند استرس و ترس خود را کنترل کنند. این کیسه شامل ابزارهای مختلفی مانند خمیر بازی، حباببازی، سنگ نگرانی و عروسکهای نرم است که با لمس و بازی کردن، سیستم عصبی را آرام میکند و به کودک اجازه میدهد احساساتش را بیرون بریزد و کنترل را باز یابد. استفاده منظم از این ابزارها حتی وقتی کودک استرس ندارد، به ایجاد روتین مقابلهای و افزایش حس امنیت کمک میکند.
اتفاقات ترسناک ممکن است حس امنیت کودکان را به چالش بکشد، اما بزرگسالان میتوانند با صداقت، ارتباط عاطفی و حضور آرام، به کودکان کمک کنند تا ترسهای خود را بیان کنند، آن را به اشتراک بگذارند و به آرامش برسند. کودکان نیازمند کامل بودن پاسخها نیستند، بلکه به حضور همراه و حمایتگر نیاز دارند که بگوید «من اینجا هستم. ترسیدن طبیعی است و با هم از این مرحله عبور میکنیم.»
