وقتی کودکان دانشمند می‌کشند | آینه‌ای از کلیشه‌های جنسیتی در ذهن نسل آینده

نقاشی کودک از دانشمند و تصویر ذهنی کودکان از دانشمند

در نگاه اول، درخواست از یک کودک برای کشیدن تصویر یک دانشمند شاید ساده و حتی سرگرم‌کننده به نظر برسد، اما همین درخواست ساده بیش از پنج دهه است که به یکی از ابزارهای مهم پژوهشی در روان‌شناسی کودک تبدیل شده است. پژوهشگران سال‌هاست از کودکان در سنین مختلف می‌خواهند «یک دانشمند نقاشی کنند» تا دریابند تصویر ذهنی کودکان از دانشمند چگونه شکل می‌گیرد و این تصویر تا چه اندازه تحت تأثیر جنسیت، سن و فرهنگ قرار دارد.

هفته گذشته، به دلیل تعطیلات و کاهش روزهای مدرسه، فرصتی فراهم شد تا یک آزمایش کوچک خانگی انجام شود. از کودکان خودم و چند کودک دیگر در خیابان‌مان خواستم تنها یک کار انجام دهند: «یک دانشمند بکش.» هیچ توضیح اضافه‌ای داده نشد، هیچ راهنمایی یا مثال قبلی مطرح نشد. هدف دقیقاً همان چیزی بود که پژوهشگران سال‌ها دنبال آن بوده‌اند؛ دیدن تصویری که کودک، بدون جهت‌دهی، از یک دانشمند در ذهن دارد.

ریشه‌های یک آزمایش کلاسیک در روان‌شناسی کودک

این آزمایش ایده تازه‌ای نیست. نخستین پژوهش رسمی با استفاده از تکلیف «نقاشی یک دانشمند» بین سال‌های ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۷ انجام شد. نتایج این مطالعه، که کودکان دختر و پسر را به‌طور هم‌زمان شامل می‌شد، تصویری بسیار یک‌سویه ارائه داد. تقریباً تمام نقاشی‌ها دانشمندان مرد را نشان می‌دادند و کمتر از یک درصد کودکان، یک زن را به‌عنوان دانشمند ترسیم کرده بودند. نکته قابل توجه این بود که دختران نیز درست مانند پسران، دانشمند را مرد تصور می‌کردند؛ یافته‌ای که به‌وضوح نشان می‌داد کلیشه جنسیتی در همان سال‌های ابتدایی زندگی شکل گرفته است.

آیا کودکان همه مشاغل را مردانه می‌بینند؟

شاید این پرسش مطرح شود که کودکان به‌طور کلی تمایل دارند همه مشاغل را مردانه تصور کنند. اما پژوهش‌های بعدی این فرضیه را رد کردند. زمانی که از کودکان خواسته شد هم دانشمند و هم معلم را نقاشی کنند، تفاوت معناداری دیده شد. در حالی که بیشتر نقاشی‌های مربوط به دانشمندان مرد بودند، اغلب کودکان معلمان را زن ترسیم کردند. این تفاوت نشان داد که تصویر ذهنی کودکان از دانشمند، نه یک ترجیح تصادفی، بلکه بازتابی از باورهای اجتماعی و فرهنگی عمیق‌تر است.

تصویر ذهنی کودکان از دانشمند در گذر زمان

پس از انتشار این مطالعات اولیه، تکلیف «نقاشی یک دانشمند» به شاخصی مهم برای سنجش میزان دیده‌شدن زنان در علوم و به‌ویژه حوزه‌های STEM تبدیل شد. مرور ۷۸ پژوهش مختلف که شامل بیش از ۲۰ هزار کودک در بازه‌ای پنجاه‌ساله بود، نشان داد که در مجموع ۷۳ درصد نقاشی‌ها همچنان دانشمندان را مرد تصویر می‌کنند. با این حال، مقایسه دهه‌ها حاکی از یک تغییر تدریجی است.

در دهه‌های اخیر، کودکان کمتر از گذشته دانشمندان مرد را نقاشی کرده‌اند. این تغییر بیش از همه در میان دختران دیده می‌شود. در سال ۱۹۸۳، حدود ۹۹ درصد دختران دانشمند را مرد می‌کشیدند، اما در پژوهش‌های جدیدتر این عدد به حدود ۵۵ درصد کاهش یافته است. این آمار نشان می‌دهد که تصویر ذهنی کودکان از دانشمند در حال تغییر است، هرچند این تغییر هنوز کامل و پایدار نیست.

چرا با افزایش سن، تصویر زنانه از دانشمند کم‌رنگ می‌شود؟

با وجود این پیشرفت‌ها، یافته‌ها یک هشدار جدی نیز به همراه دارند. کودکان کم‌سن‌وسال بیشتر تمایل دارند دانشمندان زن را نقاشی کنند، اما این تمایل با افزایش سن به‌تدریج کاهش می‌یابد. پیش از هفت یا هشت‌سالگی، بیشتر کودکان هم‌جنس خودشان را به‌عنوان دانشمند ترسیم می‌کنند. پسران مرد می‌کشند و دختران زن. اما در سنین نوجوانی، این الگو تغییر می‌کند.

در حدود ۱۴ تا ۱۵ سالگی، تقریباً همه کودکان، صرف‌نظر از جنسیت، دانشمندان مرد را با نسبتی حدود چهار برابر بیشتر از زنان نقاشی می‌کنند. علاوه بر این، نقاشی‌ها کلیشه‌ای‌تر می‌شوند و اغلب دانشمند با روپوش آزمایشگاهی، عینک و ظاهری مشابه تصویر می‌شود. این تغییر نشان می‌دهد که با افزایش سن، کلیشه‌های اجتماعی جای تجربه‌های فردی را می‌گیرند.

نقش رسانه‌ها در شکل‌گیری تصویر ذهنی کودکان از دانشمند

یکی از مهم‌ترین عوامل در شکل‌گیری این تصویر ذهنی، نحوه نمایش دانشمندان در رسانه‌هاست. در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، بیشتر دانشمندان فعال مرد بودند و رسانه‌ها نیز همین تصویر را بازتولید می‌کردند. در سال‌های اخیر، حضور زنان دانشمند در فیلم‌ها و سریال‌ها افزایش یافته و آن‌ها دیگر صرفاً با روپوش سفید و عینک نمایش داده نمی‌شوند، اما این تغییر هنوز کافی نیست.

واقعیت اجتماعی نیز این تصویر را تقویت می‌کند. طبق آمار مؤسسه آمار یونسکو، در سال ۲۰۲۴ زنان تنها حدود ۲۸ درصد نیروی کار حوزه‌های STEM را تشکیل می‌دادند، در حالی که سهم آن‌ها در مشاغل غیر-STEM نزدیک به ۴۷ درصد است. این نابرابری چیزی است که کودکان بزرگ‌تر آن را درک می‌کنند و همین درک، تصویر مردانه از دانشمند را در ذهن آن‌ها تثبیت می‌کند.

از سیاست‌گذاری تا نقش خانواده‌ها در تغییر کلیشه‌ها

برای تغییر این وضعیت، اقدامات کلان در سطح سیاست‌گذاری ضروری است. زنان، به‌ویژه آن‌هایی که تصمیم به فرزندآوری می‌گیرند، همچنان با کمبود حمایت در مسیر شغلی خود در علوم و فناوری مواجه‌اند. اما تغییر فقط از بالا اتفاق نمی‌افتد. خانواده‌ها نیز نقش تعیین‌کننده‌ای دارند.

قرار دادن الگوهای زن دانشمند در زندگی روزمره کودکان، چه از طریق کتاب‌ها، چه فیلم‌ها و چه تجربه‌های واقعی، می‌تواند تصویر ذهنی کودکان از دانشمند را متنوع‌تر کند. دختران زمانی دانشمند زن را تصور می‌کنند که نمونه‌هایی واقعی یا داستانی از آن را دیده باشند.

یک آزمایش کوچک با نتایجی بزرگ

در آزمایش خانگی انجام‌شده، الگوها دقیقاً با یافته‌های علمی هم‌خوانی داشتند. از میان ۱۲ نقاشی جمع‌آوری‌شده، چهار نقاشی دانشمند زن و هشت نقاشی دانشمند مرد بودند. همه کودکان کم‌سن، هم‌جنس خود را کشیده بودند. اما در میان کودکان بزرگ‌تر، تنها یک نفر دانشمند زن را نقاشی کرده بود؛ پسری که تنها الگوی دانشمند در زندگی‌اش مادرش بود. این تجربه ساده نشان می‌دهد که تغییر تصویر ذهنی کودکان از دانشمند، از خانه شروع می‌شود. هرچه کودکان بیشتر ببینند که دانشمند می‌تواند زن یا مرد باشد، احتمال بیشتری دارد که با این باور بزرگ شوند که علم، به جنسیت محدود نیست و هر کسی می‌تواند دانشمند باشد؛ حتی یک دختر.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *