در دنیای امروز، سبکهای مختلف والدگری نقش تعیینکنندهای در شکلگیری شخصیت و سلامت روان کودکان دارند. یکی از چالشهای رایج، والدگری منفعل است؛ سبکی که گرمای عاطفی و محبت فراوان دارد اما از ساختار و حد و مرز کافی برخوردار نیست. این سبک باعث سردرگمی، ناامنی و کاهش اعتماد به نفس در کودکان میشود و میتواند پیامدهای بلندمدتی بر رشد آنها داشته باشد.
والدگری منفعل یا مجاز، سبکی است که والدین در آن گرما و محبت را به اوج میرسانند اما قوانین و انتظارات مشخصی تعیین نمیکنند. این والدین به دلیل تمایل به حفظ آرامش و اجتناب از درگیری، اغلب در مقابل رفتارهای کودک کوتاه میآیند و از گفتن «نه» یا تعیین حد و مرزهای لازم خودداری میکنند. به عنوان مثال، والدینی که اجازه میدهند کودک زمان زیادی را صرف تماشای صفحه نمایش کند یا از انجام وظایف روزانه شانه خالی کند، در واقع سبک والدگری منفعل را در پیش گرفتهاند. این رویکرد میتواند باعث شود کودکان ندانند کجا خط قرمزها قرار دارند و انتظارات والدین چیست.
تأثیر شبکههای اجتماعی و فرهنگ معاصر بر رشد والدگری منفعل
امروزه شبکههای اجتماعی به شدت بر نوع و سبک والدگری تأثیرگذارند. پلتفرمهایی مانند اینستاگرام و تیکتاک لحظات آرام و کودکمحور را برجسته میکنند و کمتر به اهمیت ثبات، حد و مرز و پیگیری میپردازند. والدین تحت تأثیر این محتواها گاهی سبکهای والدگری مدرن و ملایم را با سهلگیری اشتباه میگیرند و از ترس قضاوت شدن در فضای مجازی از اعمال قوانین بازمیمانند. علاوه بر این، ترس از اینکه والدینی سختگیر باشند، فشارهای روانی والدین، و الگوبرداریهای نسلی همگی در گسترش این سبک نقش دارند.
دلبستگی و نقش آن در سلامت روان کودک
مطالعات بنیادین در حوزه روانشناسی کودک نشان دادهاند که دلبستگی امن، ناشی از مراقبتی است که هم گرم و هم ساختاری باشد. مری اینزورث و دیانا بامریند، دو محقق برجسته، با بررسی سبکهای مختلف والدگری به این نتیجه رسیدهاند که والدگری مقتدر که ترکیبی از گرمای عاطفی و حد و مرز مشخص است، بهترین شرایط را برای رشد کودکان فراهم میکند. در مقابل، والدگری منفعل میتواند موجب دلبستگی ناایمن شده و مشکلاتی مانند اضطراب، وابستگی بیش از حد، و ناتوانی در تنظیم هیجانات را به دنبال داشته باشد.
پیامدهای بلندمدت والدگری منفعل بر کودکان
نبود حد و مرزهای ثابت و پیشبینیپذیر باعث میشود کودکان در مدیریت احساسات و رفتارهای خود دچار مشکل شوند. آنها ممکن است در تصمیمگیری، کنترل تکانهها، و مقابله با ناامیدی ناتوان بمانند و برای راهنمایی به دیگران وابسته شوند. همچنین، عدم ثبات در خانواده باعث ایجاد اضطراب و سردرگمی میشود که در نهایت میتواند منجر به مشکلات رابطهای و کاهش اعتماد به نفس در بزرگسالی شود.
والدین باید یاد بگیرند که محبت بدون رهبری، کودک را در بلاتکلیفی رها میکند. ایجاد حد و مرزهای واضح و پایبندی به آنها نه تنها محدودیت نیست بلکه نوعی محافظت و ایجاد امنیت برای کودک است. والدگری مقتدر با ترکیب عشق و ساختار به کودکان این امکان را میدهد که با اعتماد به نفس رشد کنند و با چالشهای زندگی مواجه شوند. حمایت عاطفی، توضیح قوانین، تایید احساسات و پایبندی به قواعد، از ارکان این سبک والدگری به شمار میآیند.
