برترینهای سازمانها اغلب کسانی هستند که بیشترین ارزش و تاثیر را در موفقیت شرکتها دارند، اما paradoxically (تناقضآمیز) آنها بیشتر از بقیه تمایل به ترک سازمان دارند. پس چرا بهترینها از سازمان جدا میشوند؟ پاسخ ساده نیست، اما تحقیقات و تجربیات عملی نشان میدهد که دلیل اصلی ترک، افزایش حقوق یا مزایا نیست، بلکه توقف رشد و توسعه فردی است.
برترینهای سازمانها معمولاً افرادی رشدگرا و هدفمند هستند که از یادگیری و پیشرفت انگیزه میگیرند. زمانی که احساس کنند مسیر توسعه آنها بسته شده، به سقف رشد رسیدهاند و سازمان به دنبال رشد آنها نیست، بیانگیزه شده و به دنبال فرصتهای بهتر میروند. آنها حقوق کمتر را بهانه نمیکنند، بلکه دنبال چالشها، یادگیریهای جدید و فرصتهای ارتقای مهارت خود هستند که متاسفانه اغلب سازمانها در این زمینه کم میگذارند.
سیستمهای مدیریت عملکرد؛ تمرکز روی ضعفها و غفلت از برتریها
بسیاری از سازمانها سیستمهای مدیریت عملکرد خود را بر رفع نقاط ضعف متمرکز میکنند و برنامههای آموزشی و بهبود عملکرد را برای کارکنان ضعیف طراحی میکنند. اما برترینها که همیشه بالاتر از حد انتظار عمل میکنند، اغلب بازخوردهای هدفمند و برنامههای توسعهای دریافت نمیکنند. معمولاً به آنها گفته میشود «کار عالی، ادامه بده» و تا ارزیابی بعدی رها میشوند. این بیتوجهی باعث میشود این افراد احساس کنند دیده نمیشوند و فرصتهای رشد و چالش کافی برایشان وجود ندارد.
مطالعات گسترده از جمله مصاحبه با برندگان جایزه نوبل، ورزشکاران حرفهای و مدیران ارشد نشان داده است که برترینها از رشد و پیشرفت بیشتر از راحتی و مزایا انگیزه میگیرند. وقتی فرصت یادگیری و چالش کاهش پیدا میکند، آنها به دنبال محیطی میگردند که بتوانند ظرفیتهای خود را توسعه دهند. رکود در توسعه، یکی از قویترین عوامل ترک داوطلبانه برترینهای سازمان است.
هزینه سنگین بیتوجهی به توسعه استعدادهای برتر
اقتصاد موضوع را واضح میکند؛ کارکنان برتر تا ۴۰۰ درصد بیشتر از میانگین بهرهوری دارند و در حوزههای تخصصی این رقم میتواند به ۸۰۰ درصد برسد. در حالی که پیشرفت جزئی کارکنان ضعیف میتواند افزایش بهرهوری ۱۰ تا ۱۵ درصدی به همراه داشته باشد، توسعه هدفمند برترینها نتایج بسیار بزرگتری خلق میکند. آنها نه تنها عملکرد خود را بهبود میبخشند بلکه تیم را ارتقا داده، استانداردهای تعالی را تعیین و جذب استعدادهای مشابه را تسهیل میکنند.
رهبران موفق به خوبی میدانند که حفظ و رشد برترینها نیازمند نگرشی متفاوت است. آنها به جای فرض اینکه عملکرد بالا کافی است، به طور منظم درباره اهداف توسعهای، مهارتهای جدید و چالشهای پیش رو گفتگو میکنند. پرسیدن سوالاتی مانند «کدام مهارت را میخواهی یاد بگیری؟» یا «چه حمایتی برای رشد بیشتر نیاز داری؟» نشاندهنده توجه سازمان به ارزش و رشد این افراد است. این نوع سرمایهگذاری اغلب از پاداشهای مالی هم موثرتر است.
کلید موفقیت سازمان در دهه آینده
سازمانهایی که در آینده موفق خواهند بود، آنهایی نیستند که فقط بیشترین بودجه یا بهترین مزایا را داشته باشند، بلکه آنهایی هستند که برترینهای خود را به عنوان منابع اصلی رشد و توسعه میشناسند. این افراد نه تنها نیاز به چالش و یادگیری مستمر دارند بلکه سرمایهگذاری روی آنها یک ضرورت استراتژیک برای حفظ مزیت رقابتی است. نادیده گرفتن رشد برترینها برابر است با از دست دادن بهرهوری چند صد درصدی و فرصتهای بزرگ کسبوکار.
