در سالهای اخیر، شبکههای اجتماعی به یکی از منابع اصلی و پرطرفدار برای کسب اطلاعات در حوزه سلامت روان تبدیل شدهاند. از میان این شبکهها، تیکتاک با محتوای کوتاه، سریع و احساسی خود توانسته جایگاهی ویژه در میان کاربران، بهخصوص نسل جوان، پیدا کند. اما این محبوبیت بیدلیل نیست؛ زیرا تیکتاک علاوه بر سرگرمی، به بستری برای آشنایی با مفاهیم روانشناسی و سلامت روان نیز تبدیل شده است. با این حال، در این بستر پرترافیک، خطر گسترش اطلاعات نادرست سلامت روان و افزایش روند خودتشخیصی افراد، بهویژه نوجوانان، به یک مسئله جدی تبدیل شده است.
دکتر اینا کانوسکی، استاد روانشناسی و فعال شناختهشده در فضای تیکتاک، در یکی از ویدیوهای پربازدید خود به این موضوع هشدار داده است. او معتقد است که بسیاری از محتوای روانشناسی در تیکتاک فاقد پشتوانه علمی معتبر بوده و میتواند باعث برداشتهای نادرست و تشدید نگرانیهای روانی در میان کاربران شود. این هشدار در رسانهها و محافل علمی بازتاب گستردهای داشته و نگرانیها درباره تأثیر روانشناسی زرد بر سلامت روان عمومی را افزایش داده است.
تیکتاک؛ پلی میان سرگرمی و اطلاعات سلامت روان
تیکتاک که ابتدا به عنوان پلتفرمی برای سرگرمی شناخته میشد، اکنون به یکی از مهمترین منابع غیررسمی اطلاعات سلامت روان بدل شده است. ویدیوهای کوتاه با موضوعاتی همچون اضطراب، افسردگی، اختلال بیشفعالی و دیگر مشکلات روانی میلیونها بار دیده شده و با سرعتی بالا در میان کاربران دستبهدست میشوند. این امر نشاندهنده نیاز جامعه به آگاهی و گفتوگو درباره سلامت روان است، اما در عین حال، باعث افزایش خطر انتشار اطلاعات ناقص، سادهسازیهای افراطی و حتی نادرست نیز شده است.
خودتشخیصی؛ تهدیدی جدی برای سلامت روان
یکی از نکات برجسته در صحبتهای دکتر کانوسکی، موضوع خودتشخیصی است؛ فرآیندی که در آن افراد پس از مشاهده چند ویدیو، علائم و تجربیات خود را به اختلالات روانی نسبت میدهند بدون اینکه ارزیابی تخصصی دریافت کنند. به گفته او، این روند میتواند منجر به برچسبزنیهای نادرست، افزایش اضطراب و حتی عدم مراجعه به متخصصان حقیقی شود. تشخیص دقیق اختلالات روانی نیازمند ارزیابیهای تخصصی و بالینی است که هرگز نمیتوان آن را در قالب ویدیوهای کوتاه و چندثانیهای جای داد.
مسئله دیگری که دکتر کانوسکی به آن اشاره کرده است، تفاوت میان روانشناسی علمی و روانشناسی وایرالی است. الگوریتمهای تیکتاک محتواهایی را که هیجانانگیز، شوکهکننده یا سادهسازیشده هستند، بیشتر نمایش میدهند و این باعث میشود که مطالب علمی دقیق کمتر دیده شده و مطالب اغراقآمیز و گمراهکننده سریعتر منتشر شوند. این وضعیت چالشی جدی برای سلامت روان عمومی ایجاد کرده است.
ضرورت حضور فعال متخصصان در فضای مجازی
با وجود انتقادها، دکتر کانوسکی بر ضرورت حضور فعال متخصصان روانشناسی در فضای مجازی تاکید دارد. او معتقد است که ترک این فضا به معنای واگذار کردن میدان به تولیدکنندگان محتوای غیرتخصصی است. به همین دلیل، او و دیگر متخصصان سعی میکنند با تولید محتواهای آموزشی و نقد مطالب نادرست، نقش مهمی در ارتقای سواد رسانهای و بهبود وضعیت سلامت روان در این پلتفرم ایفا کنند.
هشدارهای دکتر کانوسکی تنها به تیکتاک محدود نمیشود؛ این پیامها در رسانههای خبری و دانشگاهی نیز بازتاب یافته است و نشاندهنده نگرانی روزافزون جامعه علمی نسبت به تاثیر شبکههای اجتماعی بر سلامت روان است. نسل جوان بیشتر از هر زمان دیگری روانشناسی را از طریق شبکههای اجتماعی میآموزند و همین موضوع، مسئولیت تولیدکنندگان محتوا و متخصصان را سنگینتر کرده است.
تیکتاک و نسل جوان؛ رابطهای دوگانه
تیکتاک برای نسل جوان، هم میتواند بستری برای احساس تعلق و کاهش تنهایی باشد و هم عاملی در افزایش نگرانیهای روانی. دکتر کانوسکی معتقد است نمیتوان این پلتفرم را صرفاً مثبت یا منفی دانست بلکه مهم توانایی کاربران در تشخیص محتوای معتبر از نادرست و درک این است که شبکههای اجتماعی جایگزین درمان تخصصی نیستند. رسانهها نیز در این میان نقش مهمی دارند. بازنشر هشدارهای متخصصان و نقد محتوای نادرست میتواند به ارتقای آگاهی عمومی درباره خطرات اطلاعات غلط سلامت روان کمک کند. وبسایتها و رسانههای تخصصی روانشناسی میتوانند با تحلیل علمی این پدیده پلی میان دانش تخصصی و افکار عمومی ایجاد کنند.
در نهایت، هشدار دکتر اینا کانوسکی درباره اطلاعات نادرست سلامت روان در تیکتاک، یادآور چالشی است که در آن سرعت و جذابیت محتوا گاهی بر دقت علمی و صحت اطلاعات غلبه میکند. این موضوع اهمیت شنیدن صدای متخصصان و تمایز قائل شدن میان آموزش معتبر و روانشناسی زرد را بیش از پیش نمایان میسازد. در دنیای امروز که شبکههای اجتماعی بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره شدهاند، آگاهیبخشی علمی و حضور فعال کارشناسان، کلید حفظ سلامت روان عمومی است.
